تبليغاتX
گل همیشه بهار

گل همیشه بهار

 
 
About Me

سلام. به گل همیشه بهار خوش اومدی. نویسنده این وبلاگ دختره خیلی خوب و اهل پرسپولیسه! این وبلاگم کاره اولشه. دوستاشم خیلی خیلی خیلی خیلی دوست داره و حاضره جونش و براشون بده! دیگه.................

My Blog
My Archive
My Categories
Daily Links
Friends Link
Template By

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين
 
 
شنبه شانزدهم شهریور 1387

سلاااااااممممممممممممم....خوبیننننننن؟؟؟؟؟؟ از لطف بیشمار شما ممنونم..خیلی گلید.. بچه ها من تا ۲ سال دیگه نمیام نت وبلاگم همینجوری خواهد ماند...تا ۲ سال دیگه با دست پر میام...بازم دوستون دارم..بای بای بای.

+ نوشته شده در  ساعت 10:39  توسط مریم  |   
 
دوشنبه چهارم شهریور 1387

 

 

گوش کن

من براي پنهان کردن تو

صادقانه به همه دروغ مي گويم

و وقتي زيباترين لحظه سال تحويل مي شود

شوق چشمانم را گور مي کند. روي صفحات خالي دفترم

بدون فاصله تو را مي نويسم

و هر روز شعرهايم را به صندوق دلتنگي ام پست مي کنم

خوب مي دانم

تا وقتي سرم به آسمان است و نگاهم به زمين

از تو

جز يک نگاه کهنه

چيز ديگري ندارم

وقتي دل تنگ شدي به ياد آور

کسي رو که خيلي دوستت داره

وقتي نااميد شدي به ياد آور

کسي رو که تنها اميدش تويي

وقتي پر از سکوت شدي به ياد آور

کسي رو که به صدات محتاجه

وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد آور

کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته

وقتي چشمات تهي از تصوير شد بياد آور

کسي رو که حتي توي عکسش به تو لبخند مي زنه

+ نوشته شده در  ساعت 18:35  توسط مریم  |   
 
دوشنبه چهارم شهریور 1387

کاش مـی دانستیم زندگی کوتاست ...



خيلــــــــــــی کوتاه !....



کاش از ثانیه ها و لحظه های زندگی لذت می بردیم ٬



کاش قلبــی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم



کاش همه را دوست داشتیم ...



کاش معنی صداقت را ما هم می فهمیدیم !!....



کاش هیچ کودک فقیری دیگر خواب نان تازه وداغ را نمی دید



کاش دلهایمان دریایی می شد !!



کاش مـی فهمیدیم زندگی زیباست ولذت مـی بردیمش تا نهایت...



کاش مـی دانستیم که ما نمـی دانیم فردا برایمان چه اتفاقی می افتد



کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دلهای زخم خورده نبود ...

 


کاش..............

+ نوشته شده در  ساعت 18:33  توسط مریم  |   
 
دوشنبه چهارم شهریور 1387

 نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی

 برای لحظه ای ، حتی به فکر دیگری باشی،

 نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری ببیند،

نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشیند،

 نمی خواهم کسی نقش چهره ات در خاطرش ماند،

نمی خواهم نگاهی در نگاه تو در آمیزد ،

 نمی خواهم به غیر از من بگیرد، دست تو دستی ،

 نمی خواهم کسی یارت شود، در راه این مستی ،

 نمی خواهم به جز من، یار کسی باشی؛ گل نازم !!!!!

 نمی خواهم خار و خسی باشی ،

نمی خواهم کسی با یار من سخن گوید اگر

 چه قاصدم باشد، که تا پیغام من گوید

+ نوشته شده در  ساعت 18:33  توسط مریم  |   
 
دوشنبه چهارم شهریور 1387

گلم : ميبيني هنوز همانم ، همان قدر عاشق ، همان قدر بي دل ، هر روز که ميگذرد نگاهت عاشقترم ميکند و لبخندت شيفته ترم ، خدا ميداند که چقدر به خاطر نبودنت گريه ميکنم ... تو را مي خواستم تا در جواني نميرم از غم بي هم زباني غم بي هم زباني سوخت جانم چه مي خواهم دگر زين زندگاني؟

+ نوشته شده در  ساعت 18:32  توسط مریم  |   
 
دوشنبه چهارم شهریور 1387

 

لیز خوردن بهونه ایست

تا دست هایی رو که

دوست داری، محکمتر فشار بدی

من دستاتو، تو دستام فشار میدم

مطمئنم حس میکنی، چقدر دوست دارم

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:31  توسط مریم  |   
 
دوشنبه چهارم شهریور 1387

وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني

يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن

اگر عشق هزاران چهره داشته باشد

براي من تمامي انها تويي

چرا كه من تو را هزاران گونه دوست دارم

 

 

 

 

کاش در دهکده عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف بهم می کردیم مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود...!

اگه دنیا فراموشگر خاطره هاست، تو فراموش نکن آنچه بین من و توست...

 

 

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم

از زشتی کردار دگر خسته شدیم محتاج دو پیمانه می معرفتیم

+ نوشته شده در  ساعت 18:30  توسط مریم  |   
 
یکشنبه بیستم مرداد 1387

سلام..خیلی وقت لبود تصمیم گرفته بودم دیگه ننویسم آخه دستم به نوشتن نمی رفت اما الان فهمیدم دنیا ارزش اینارو نداره..ممنون از نظراتون..بدونین دوستون دارم....فدای همتون......

+ نوشته شده در  ساعت 18:42  توسط مریم  |   
 
یکشنبه بیستم مرداد 1387

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  ساعت 18:38  توسط مریم  |   
 
یکشنبه بیستم مرداد 1387

تازه شو تازه مثل همين ترانه
فکر جنگل باش اگه باغ تو سوخته
فکر شاعر گرسنه باش همونکه
حتي يک غزل به شيطون نفروخته
فکر نو کردن شب باشو سپيده
فکر دستي باش که دنبال کليده
فکر دستي که رو چهل ستون ابري
دوباره خورشيد بي حجاب کشيده
فکر من باش که هنوز مثل قديمم
با همون رفاقت و همون سخاوت
با همون دل ، دل نبضي که هميشه
براي تو ميزنه تا بي نهايت
اگه سقفمون شکسته ميتونيم از نو بسازيم
ميتونيم به هم صدائي به يکي شدن بنازيم

+ نوشته شده در  ساعت 18:35  توسط مریم  |